مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

871

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 177 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 511 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 369 . واجب غيرى فعل واجب شده به دليل مقدميت آن براى واجب ديگر واجب غيرى ، مقابل واجب نفسى بوده و به واجبى گفته مىشود كه خودش به نفسه و به‌طور مستقيم داراى مصلحت نيست بلكه مصلحت در غير آن است ؛ براى مثال ، « فَاغْسِلُوا » در آيه شريفه إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ؛ اصالتا و به طور مستقيم در مقام بيان وجوب وضو است ، اما خود وضو مصلحت ندارد بلكه وضو مقدمه نماز است . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 196 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 324 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 281 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 60 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 154 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 282 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 5 ، ص ( 285 - 238 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 221 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص ( 74 - 73 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 82 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 135 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 368 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 80 . واجب فورى واجب فاقد جواز تأخير از اوّل وقت ممكن براى امتثال واجب فورى ، از اقسام واجب غير موقت بوده و عبارت است از واجبى كه در اول زمان ممكن بايد انجام گيرد و تأخير آن جايز نيست ، مثل : جواب سلام ، ازاله نجاست از مسجد ، اداى دين ، امر به معروف و نهى از منكر . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 171 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 97 . واجب كفائى واجب قابل اسقاط به سبب امتثال ساير مكلّفان واجب كفائى ، مقابل واجب عينى ، عملى است كه بر تمام مكلفان ، به‌طور مساوى واجب مىباشد ، اما با انجام برخى از مكلفان ، تكليف از ديگران برداشته مىشود . در واجب‌هاى كفائى ، مقصود و مطلوب مولا به‌جا آوردن عمل است كه اين مقصود با انجام يك نفر هم تأمين مىشود و اگر هيچ‌يك از مكلفان تكليف را انجام ندهند ، همه آنها عقاب خواهند شد ، مانند : دفن ميت ، يا جواب سلام . « 1 » نكته : در اينكه آيا در واجب كفائى همه مكلفان مورد خطاب هستند يا بعضى از آنان ، اختلاف است ؛ برخى معتقدند قوام وجوب ، به منع از ترك است ، ازاين‌رو ممكن نيست عملى بر همه مكلفان واجب شود و سپس جايز باشد كه بعضى آن را ترك كنند . در پاسخ به اين اشكال گفته‌اند : مخاطب در واجب كفائى ، بعضى از مكلفان مىباشند ، كه به نظر برخى ، بعض نامعين است ( يكى از مكلفان كه معين نيست ) و به نظر برخى ديگر ، اين بعض ، در نزد خداوند معين است هرچند در نزد ما نامشخص مىباشد . در برابر اين ديدگاه ، گروهى همچون « مرحوم مظفر » اعتقاد دارند مورد خطاب در حقيقت همه مكلفان هستند نه بعضى از آنها . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 96 - 95 ) . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 59 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 275 . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 105 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 177 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 368 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص 72 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 507 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 373 - 347 ) . مطهرى ، مرتضى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 3 ، ص 72 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 423 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 62 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 47 . واجب مبهم ر . ك : واجب تخييرى واجب محدّد واجب مقيّد به حدّ و اندازه معين واجب محدّد ، واجبى است كه شارع براى آن ، اندازه و مقدار معين كرده است ، مثل : نمازهاى ظهر ، عصر و عشا كه چهار ركعت است و اگر مكلف ، آنها را با همين مقدار به‌جا نياورد ، فرمان مولا را امتثال نكرده است . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 59 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 127 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 49 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 61 .

--> ( 1 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 202 .